▫️شاید در نگاه اول فردی که صورتش قرمز شده، اخمهایش در هم رفته و به سرعت در حال حرف زدن آن هم با ناراحتی و صدای بلند است خشمگین و عصبانی خطاب شود، درست است اما خشم هم ردهبندی خودش را دارد! خشم لحظهای، خشم سالم، خشمی که سالها پنهان بوده و ذره ذره روی هم جمع شده است و…
▫️ما اغلب خشم را نه میفهمیم و نه میپذیریم. از کودکی یاد گرفتهایم آن را پنهان کنیم، با لبخند، با سکوت، یا با جملهی «اشکالی ندارد». اما خشم، وقتی مجالِ بیانِ سالم نداشته باشد، انباشته میشود؛ لایهلایه، مثل رسوبی که درون ما سخت و متراکم میگردد.
▫️خشم سالم، پاسخی طبیعی به رنج است؛ نشانهای از اینکه چیزی درست نیست. در خشم سالم، مرزهایمان را حفظ میکنیم و از خود دفاع میکنیم بیآنکه دیگری را نابود کنیم. اما خشم انباشته، حاصلِ سالها بلعیدنِ اعتراضهای کوچک است. جایی که دیگر فریاد، از جنسِ حال نیست، از جنسِ گذشته است.
▫️آدمِ گرفتار در خشم انباشته، نه فقط از موقعیتِ فعلی، بلکه از تمام لحظاتی که سکوت کرده، عصبانیست. برای همین، نمیتواند فقط عصبانی شود؛ او ناگهان فوران میکند، شاید بی تناسب و بی زمان!
▫️باید یاد بگیریم به موقع خشمگین شویم، پیش از آنکه خشم، بهجای ما تصمیم بگیرد.
